۶ ماه پس از تجاوز آمریکا علیه ایران؛ واشنگتن در باتلاق، جهان زیر سایه پیامدهای جنگ
تهران- ایرنا- بیش از ۶ ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (نهم اسفند ۱۴۰۴) می گذرد؛ تجاوزی که نه تنها امنیت غرب آسیا را بر هم زد، بلکه با عهدشکنیهای مکرر طرف متجاوز، به بحرانی فراگیر با پیامدهای مستقیم برای امنیت انرژی، تجارت، کشتیرانی، تورم و محاسبات راهبردی کشورهای آسیایی تبدیل شده است.
به گزارش روز سه شنبه گروه آسیا و اقیانوسیه ایرنا، جنگ کنونی با تجاوز نظامی هماهنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران آغاز شد. مقامات واشنگتن و تل آویو اعلام کردند که اهداف نظامی و هسته ای ایران را هدف قرار می دهند، اما در عمل، بخش بزرگی از حملات علیه اهداف غیرنظامی و مردم بیگناه بود. کتابخانه مجلس عوام انگلیس در گزارش ۶ ماهه خود تصریح کرده که این حملات با هدف "تغییر رژیم" در ایران طراحی شده بود. ایران نیز در واکنش به این تجاوز آشکار، از حق دفاع مشروع خود استفاده کرد و پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار داد.
روسیه نیز این اقدام را "تجاوزی غیرقابل توجیه" علیه امنیت منطقه ای و بین المللی خواند و آلمان خواستار یافتن راهی برای پایان دادن به جنگی شد که به گفته مقامات این کشور، نتیجه آن نابودی سال ها تلاش برای حل مسالمت آمیز پرونده هسته ای ایران بود.
تنگه هرمز؛ جایی که تجاوز آمریکا به بحران جهانی گره خورد
یکی از مهمترین پیامدهای تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل، مختل شدن امنیت یکی از حیاتی ترین آبراه های جهان بود. تنگه هرمز که پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان و بیش از ۸۰ درصد از محموله های ال ان جی که به آسیا می رود از آن عبور می کرد، به مرکز ثقل این بحران تبدیل شد که آمریکا با اقدام نظامی خود زمینه ساز آن بود.
شش ماه جنگ؛ آمریکا آغاز کرد، خودش باخت
گزارش یک رسانه چینی نیز نشان داد که در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز عملا به گلوگاه اقتصاد جهانی تبدیل شده است. بر اساس این گزارش، پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل، محدودیت های ناوبری در تنگه هرمز اعمال شد و این گذرگاه حیاتی به کانون بحران تجارت جهانی تبدیل شد.
در همین راستا، شرکت های حمل و نقل دریایی مانند سی جی ام، سی ام ای، ام اس سی، مرسک و هاپاگ لوید مسیر عبوری خود از این تنگه را به سمت دماغه امید نیک در آفریقا تغییر دادند؛ اقدامی که هزینه های حمل و نقل دریایی را به شدت افزایش داد.
آمارها نشان داد که تردد نفتکش ها از این تنگه از میانگین روزانه ۱۲۹ فروند در روزهای پیش از جنگ به تنها ۳ فروند در روز کاهش یافته است. این اختلال که نتیجه مستقیم اقدام نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران بود، بلافاصله قیمت نفت را به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه رساند و زنجیره تامین انرژی آسیا را با بحران بی سابقه ای مواجه کرد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارشی تحلیلی با اشاره به پیامدهای اقتصادی جنگ، بسته شدن تنگه هرمز را یکی از دلایل اصلی جهش قیمت انرژی در جهان دانست. این خبرگزاری نوشت قیمت نفت از حدود ۷۰ دلار برای هر بشکه به حدود ۱۲۰ دلار رسید و سپس به حدود ۹۰ دلار کاهش یافت.
موریس اوبستفلد، پژوهشگر ارشد موسسه اقتصاد بین الملل «پترسون» و اقتصاددان ارشد پیشین صندوق بین المللی پول، در همین ارتباط گفت: «ما از مدت ها پیش در این کابوس به سر می بردیم که با آغاز جنگ تنگه هرمز بسته شود و الان دقیقا وسط این کابوس هستیم.»
بحران خودساخته آمریکا که نتوانست آن را مهار کند
با وجود ادعاهای مکرر مقامات آمریکایی مبنی بر "کنترل کامل" بر تنگه هرمز، واقعیت میدانی نشان می دهد که واشنگتن نه تنها نتوانسته این آبراه را بازگشایی کند، بلکه با تشدید تنش ها و حملات تازه، وضعیت را بحرانی تر ساخته است. گزارش های منتشر شده حاکی از آن است که درگیری های نظامی در تنگه هرمز و آب های اطراف همچنان ادامه دارد و آمریکا با حملات تازه به نفت کش های ایرانی، بر دامنه بحران افزوده است.
گزارش رسانه چینی نیز تاکید کرده بود که نماینده چین در نشست سازمان بین المللی دریانوردی با تاکید بر اهمیت ثبات در تنگه هرمز برای زنجیره تامین جهانی، خواستار توقف فوری اقدامات نظامی و کاهش تنش ها شده است.
شش ماه جنگ؛ آمریکا آغاز کرد، خودش باخت
در همین حال، یک گزارش روزنامه آمریکایی یو اس ای تودی نیز ابعاد دیگری از پیامدهای جنگ برای خود آمریکا را مورد توجه قرار داده است. این روزنامه با اشاره به جنگ دونالد ترامپ علیه ایران نوشت رئیس جمهور آمریکا در مخمصه ای گرفتار شده که خودش آن را ساخته است.
یو اس ای تودی گزارش کرد که از نظر داخلی، حزب جمهوری خواه امیدوار بود از بهبود وضعیت اقتصاد برای جلب نظر رای دهندگان آمریکایی استفاده کند تا نامزدهای این حزب بار دیگر کنترل کنگره ایالات متحده را در انتخابات میان دوره ای ماه نوامبر حفظ کنند، اما جنگی که ترامپ به راه انداخته نه تنها قیمت نفت، بلکه بهای بنزین و هر چیزی را که با وسایل نقلیه بنزینی حمل می شود، گران تر کرده است.
این روزنامه همچنین نوشت که در خارج از آمریکا، متحد اصلی ترامپ در جنگ او با ایران، رژیم اسرائیل است که به بمباران زیرساخت های صنعت نفت ایران ادامه می دهد و با این کار، ایران را به حمله به صنایع و تاسیسات نفتی در کشورهای حوزه خلیج فارس ترغیب می کند و این امر نیز باعث افزایش بهای نفت شده و بازارهای سهام آمریکا را متزلزل خواهد کرد.
یو اس ای تودی در پایان تاکید کرد که در حالی که از ابتدا نیز به نظر نمی رسید ترامپ با برنامه ای حساب شده وارد جنگ با ایران شده باشد، اکنون او در تلاش است تا با عواقب این جنگ مقابله کند.
ایران صراحتا اعلام کرده است که تنگه هرمز تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شرایط ایران را نپذیرد، بسته خواهد ماند.
کارشناسان راهبردی معتقدند که آمریکا در محاسبات خود برای جنگ با ایران به اشتباه افتاده و توانایی بازگشایی تنگه هرمز را ندارد. رحیقه دسایی، استاد دانشگاه مانیتوبا، در تحلیلی نوشت: «به وضوح مشخص نیست که دولت آمریکا توانایی یا حتی اراده بازگشایی اجباری تنگه هرمز را داشته باشد». رضی خان، نویسنده کتاب «آناتومی شکست: چرا آمریکا هر جنگی را که آغاز می کند می بازد»، معتقد است که دولت های آمریکا همواره در استفاده از تفکر راهبردی صحیح پیش از به کارگیری نیرو ناکام بوده اند.
نکته مهم اینکه آمریکا در محاصره دریایی ایران نه تنها موفق نبوده، بلکه هزینه های هنگفتی را به اقتصاد جهانی و به ویژه آسیا تحمیل کرده است. در حالی که سهم بسیار ناچیزی از نفت عبوری از تنگه هرمز به مقصد آمریکا می رود، کشورهای آسیایی با آسیب پذیری بی سابقه ای روبرو شده اند.
شکست آمریکا در نگاه به آینده
واقعیت این است که آمریکای متجاوز که تصور می کرد با چند حمله نظامی می تواند ایران را شکست دهد، اکنون خود در باتلاق جنگی گرفتار شده که نه راهبرد روشنی برای پایان آن دارد و نه توانایی تحمیل خواسته های خود را. بنا بر تحلیل ها، دولت ترامپ در این جنگ برنامه ریزی مناسبی برای نحوه مقابله با بسته شدن تنگه هرمز نداشته و همچنین توانایی های نظامی و اراده ایران را دست کم گرفته است.
گزارش یو اس ای تودی نیز از همین منظر، جنگ را برای دولت ترامپ به یک مخمصه خود ساخته تبدیل شده توصیف کرده است؛ جنگی که هم پیامدهای اقتصادی داخلی برای آمریکا به همراه داشته و هم در سطح خارجی، واشنگتن را با تبعات تصمیم نظامی خود مواجه کرده است.
کارشناسان پیش بینی می کنند که ادامه این وضعیت می تواند برای آمریکا هزینه های سیاسی سنگینی به همراه داشته باشد. گزینه خوبی برای آمریکا جز پایان دادن به جنگ باقی نمانده است.
هزینه سنگین جنگ برای آسیا؛ از قیمت نفت تا امنیت غذایی
آمارها نشان می دهد که جنگ آمریکا علیه ایران در تنگه هرمز، زنجیره تامین انرژی و مواد اولیه آسیا را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. بر اساس گزارش جی پی مورگان، افزایش هزینه سوخت نه تنها بر حمل و نقل، بلکه بر تولید کودهای شیمیایی و در نتیجه امنیت غذایی منطقه تاثیر مستقیم گذاشته است. قیمت اوره به عنوان یکی از مهم ترین کودهای شیمیایی، به شدت افزایش یافته و پیش بینی می شود که تورم مواد غذایی با چند ماه تاخیر به سطوح دو رقمی برسد.
رسانه چینی نیز با اشاره به پیامدهای گسترده اختلال در تنگه هرمز اعلام کرد که سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) نسبت به تاثیر این اختلالات بر زنجیره های تامین انرژی، کود شیمیایی و مواد هشدار داده است؛ به طوری که حدود یک سوم صادرات جهانی اوره و نزدیک به نیمی از عرضه گوگرد که از مسیر آسیای غربی تامین می شود، می تواند بخش کشاورزی و صنایع شیمیایی در آسیای جنوبی را تحت فشار قرار دهد.
شش ماه جنگ؛ آمریکا آغاز کرد، خودش باخت
پیامدهای این بحران تنها به انرژی و کشاورزی محدود نمانده است. انتقال بخشی از حمل و نقل دریایی به مسیرهای جایگزین، هزینه های تجارت را افزایش داده و بر زنجیره تامین جهانی فشار وارد کرده است. بر اساس همان گزارش، با انتقال بخشی از حمل و نقل به مسیر هوایی، بهای حمل بار از جنوب آسیا به اروپا تا ۷۰ درصد افزایش یافته است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش داده است که حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران منجر به افزایش قیمت انرژی و کودهای شیمیایی، کمبود مواد غذایی و ایجاد اختلال در رویکرد بانک های مرکزی برای کنترل تورم شده است.
این خبرگزاری هشدار داد که افزایش قیمت انرژی در بازارهای اروپا و آسیا نیز تاثیر خواهد گذاشت؛ چرا که کشورهای این مناطق در مقایسه با خاورمیانه به آمریکا وابستگی بیشتری دارند. کره جنوبی، تایوان، ژاپن، چین، هند و کشورهای اروپایی که وارد کننده انرژی هستند، به شدت از افزایش قیمت ها آسیب خواهند دید.
کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل صندوق بین المللی پول، پیش بینی کرده است که هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت می تواند ۰.۴ واحد تورم جهانی را افزایش دهد.
بانک مرکزی ژاپن هشدار داده که جنگ، شرکت های این کشور را به افزایش قیمت ها وادار خواهد کرد و فشار ناشی از افزایش هزینه انرژی و مواد اولیه به تدریج به قیمت های داخلی منتقل می شود.
هند به عنوان یکی از بزرگ ترین اقتصادهای آسیا و وابسته به واردات انرژی، به شدت از این بحران متاثر شده است. اختلال در مسیرهای انرژی، سیاست گذاران هندی را به سمت جستجوی منابع و مسیرهای جایگزین سوق داده است. موسسه مطالعات جنوب شرق آسیا (ISEAS) افزایش هزینه انرژی، فشار تورمی و اختلال در جریان مواد اولیه را مهم ترین پیامدهای جنگ دانسته است.
پاکستان نیز در موقعیت دشواری قرار گرفته است؛ این کشور جنوب آسیا حدود ۴۰ درصد از انرژی خود را وارد می کند و وابستگی شدیدی به گاز مایع قطر دارد.
تغییر محاسبات راهبردی آسیا
پیامدهای جنگ تنها در شاخص های اقتصادی و انرژی قابل مشاهده نیست. انتقال بخشی از منابع نظامی آمریکا از منطقه هند و اقیانوس آرام به غرب آسیا، نگرانی هایی را در میان متحدان آسیایی واشنگتن درباره تمرکز و اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا ایجاد کرده است.
در شرق آسیا، این پرسش مطرح شده است که اگر بخش مهمی از توان نظامی آمریکا درگیر جنگی طولانی در غرب آسیا باشد، ظرفیت واشنگتن برای اجرای تعهدات امنیتی خود در برابر تهدیدهای احتمالی در منطقه تا چه اندازه باقی خواهد ماند.
این وضعیت می تواند بر محاسبات امنیتی ژاپن، کره جنوبی و دیگر شرکای آمریکا تاثیر بگذارد و بحث درباره افزایش توان دفاعی، تنوع بخشی به منابع انرژی و کاهش وابستگی راهبردی را تقویت کند.
در جنوب شرق آسیا نیز بحران هرمز بار دیگر آسیب پذیری اقتصادهای منطقه در برابر اختلال در مسیرهای اصلی تجارت جهانی را آشکار کرده است. وابستگی به انرژی وارداتی، افزایش هزینه حمل و نقل و فشار بر مواد اولیه، دولت های منطقه را به سمت بررسی مسیرهای جایگزین و افزایش ذخایر سوق داده است.
بحران اعتماد و هزینه های یک جنگ فرامنطقه ای
بیش از ۶ ماه پس از آغاز جنگ، یکی از مهم ترین پیامدهای آن برای آسیا، فراتر رفتن بحران از یک درگیری نظامی در غرب آسیا و تبدیل شدن آن به عاملی موثر بر تصمیم گیری های اقتصادی و امنیتی کشورهای دیگر است.
جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، با اختلال در تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی، تغییر مسیر کشتی ها، افزایش هزینه حمل و نقل، فشار بر تولید کود و مواد غذایی و انتقال منابع نظامی آمریکا به غرب آسیا، دامنه ای فراتر از میدان نبرد پیدا کرده است.
در همین حال، تجربه تفاهم های موقت و از سرگیری درگیری ها، اعتماد کشورهای آسیایی به ترتیبات امنیتی و توافق های سیاسی تحت رهبری آمریکا را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
پس از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل، جنگ علیه ایران اکنون در سه سطح بر آسیا اثر گذاشته است: نخست، با افزایش ناامنی انرژی و اختلال در تردد دریایی؛ دوم، با انتقال فشار تورمی و افزایش هزینه های تجارت و زنجیره تامین؛ و سوم، با تغییر محاسبات راهبردی کشورهای آسیایی درباره میزان اتکای آنها به ترتیبات امنیتی تحت رهبری آمریکا.
این زنجیره وقایع نشان می دهد که بحران کنونی حاصل تجاوز نظامی آمریکا و عهدشکنی های مکرر این کشور است. آمریکایی که تصور می کرد با حمله نظامی می تواند به اهداف خود برسد، اکنون خود در بحرانی گرفتار شده که نه تنها نتوانسته آن را مدیریت کند، بلکه هزینه های سنگین آن را به اقتصاد جهانی و به ویژه کشورهای آسیایی تحمیل کرده است.
از این منظر، گزارش های رسانه های آمریکایی، چینی و بین المللی نیز تصویری از پیامدهای جنگ ارائه می دهند که تنها به ایران محدود نیست؛ بلکه نشان می دهد تصمیم واشنگتن برای ورود به جنگ، پیامدهای اقتصادی و راهبردی آن را به داخل آمریکا و همزمان به اقتصادها و امنیت کشورهای جهان بخصوص آسیا منتقل کرده است. تنگه هرمز در این میان به نماد پیوند میان یک جنگ منطقه ای و یک بحران فرامنطقه ای تبدیل شده است؛ بحرانی که پس از شش ماه همچنان هزینه های آن در بازار انرژی، کشتیرانی، تجارت، تورم و محاسبات امنیتی آسیا ادامه دارد.

